محمد مهدى ملايرى
216
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
روستاها محفوظ ماند و جزء متعلّقات روستا گرديدند . اين سياهه هرچند براساس همان سياهه سابق است كه ذكر آن گذشت ولى بيان كنندهء خراج آن تسوها در قرن سوم هجرى يعنى روزگار خود ابن خردادبه و تا حدى هم نشاندهندهء بعضى تغييراتى است كه در ديوان سواد تا آن تاريخ روى داده بوده است . در اين سياههء دوم نامى از استان شادبهمن كه استان دجله هم خوانده مىشده و همچنين از تسوهاى چهارگانهاش كه در سياههء اول آمده بود نيست . زيرا اين استان چنان كه ذكر شد ضميمهء كارگزارى بصره شده بود كه در آن تاريخ خود واحدى جداگانه بود . و در آن از برخى محلها ياد شده كه در دوران ساسانى وجود نداشته و در سياههء اول هم وجود ندارد زيرا آنها در دوران اسلامى از روستاهاى جداشده از تسوهاى مختلف به وجود آمده بوده مانند جائى كه آن را ايغار يقطين خواندهاند « 1 » . قدامه هم كه همين سياهه را در كتاب خود آورده نوشته است كه آن برحسب عملكرد سال 204 هجرى بوده كه در زمان او هم كه آن را سال 83 ( 283 - ) نوشته است بر همان نسق بوده « 2 » نكتهاى درخور ذكر نكتهاى كه در اين سياههء دوم گفتنى مىنمايد اين است كه اين صورت هرچند مربوط به قرن سوم هجرى است ولى با اين حال باز هم از
--> ( 1 ) . ايغار هرده يا مجموعهاى از دهات را مىگفتهاند كه ماموران ديوان براى مسّاحى يا وصول خراج يا هرامر ديگرى حق ورود به آنجا را نداشتند زيرا مورد حمايت شخص سلطان يا خليفه قرار داشتهاند و خراج آنها بر طبق فرمان سلطان يا به طور مقطوع از سوى مالك پرداخت مىشده و يا از پرداخت معاف مىشده و چنين جائى را در عربى موغره يا محميه مىگفتهاند و معمولا امراى بزرگ و صاحب نفوذ از چنين مزيتى برخوردار مىشدهاند ، قدامه كه او هم از اين ايغار يقطين نام برده ( المسالك ص 241 ) گويد سبب ايغار يقطين ، كه نه در ايام ايرانيان و نه در آن صورتى كه ما از سرزمين سواد از عهد ايشان آورديم ذكرى داشت ، اين بود كه به يقطين صاحب دعوت ( ظاهرا مقصود دعوت عباسى است ) دههائى از تسوهاى مختلف واگذار شده بود و سپس آنها به سلطان انتقال يافت ولى نام « ايغار يقطين » بر آن ماند . ( 2 ) . المسالك و الممالك ص 236 - 237 .